احسان محتشم 45ساله، مذهبی و فردی موفق است تصمیم میگیرد مثل ایام قدیم در محله قدیمیشان و در خانه بچگیاش ،برای دهه محرم هیئت و نذری به پا كند .با همسرش، و پسر 7ساله اش آراد به اونجا می روند. اهالی محل به كمك میآیند رضا 40 ساله و كارگر، دوست دوران كودكی و نوجوانی احسان با دختر 6 سالهاش ندا در حال كمك كردن هستند طاهره و مش رحمان همسایه ان ها كه تنها بچه ی آنها سالها قبل به خاطر برق گرفتگی مرده. بچهها با هم دوست شدهاندو با هم بازی میكنند، میلاد جوانی 30 ساله كه شیرین عقل است و حمید ....
بیشتر ...