شیرعلی سلطانی كه از قبل از انقلاب به فعالیت سیاسی مشغول بوده بعد از انقلاب نیز به فعالیتهایش ادامه می دهد، با شروع جنگ و درگیریهای گروهك ها ، عده ای از منافقین قصد ترور افرادی را دارند، عده ای نیز به مخالفت با شیرعلی برخاستند، شیرعلی پس از آرام كردن اوضاع به جبهه میرود وی به همسرش اعلام میكند حتماً جنازه ای بدون سر خواهد داشت! و وصیت میكند پیكرش را در مسجدی كه در كوشك بنا كرده به خاك بسپارند! در نهایت پیكر شیرعلی بدون سر می آید!
بیشتر ...