بیست و پنج سال از ازدواج ناهید و مجید می گذرد.آنها سالهاست با هم اختلاف دارند و هر كدام هم خود را بر حق میداند ومدام با هم بگو مگو میكنند.همین لجبازی ها جو نامساعد و متشنجی را در خانه برای شادی و شهاب كه فرزندان جوانشان هستند، رقم زده. شهاب شانزده ساله است. او با دوستان نابابی مرواده می كند و چند بار به خاطر درگیری با بچه ها،از مدرسه اخراج می شود. با خودش فندك و كبریت و تلفن همراه به مدرسه می برد و چندین بار به همین دلایل با واكنش مسئولین دبیرستان مواجه می شود. ...
بیشتر ...