سالها دوری، یك عشق قدیمی و نقشههایی برای تصاحب «طوفان»... مینو و رسول دوباره به هم میرسند، اما چارلی برای رسیدن به اسب «طوفان» و ثروت مینو و فرنگیس، با همدستانش نقشهای تازه میكشد تا رسول را شكست دهد. این بار اما، استوار و اهالی روستا كنار رسول میایستند تا حقیقت آشكار شود و چارلی به سزای كارهایش برسد. و در پایان، قصه با تولد فرزند مینو و رسول ادامه پیدا میكند؛ پسری كه آرزو دارد روزی هم دامپزشكی ماهر باشد و هم سواركاری زبردست....
بیشتر ...