فرهاد فارغ التحصیل رشته ی حسابداری است.او مدتیست كه به دنبال كار است.مادرش بیشتر از كار،به فكر انتخاب همسر برای اوست وهربار دختریكی از اقوام یا دوستان را برای همسری به او پیشنهاد می دهد. یك روز دوستش سینا به او زنگ میزند و اطلاع میدهد كه مدیر شركتشان، كه اتفاقا شركت معتبری هم هست، قصد دارد مدیر امور مالی جدیدی را استخدام كند.فرهاد در مصاحبه وآزمون استخدامیِ شركت می كند وبا بالاترین امتیاز،قبول می شود.از آنجا كه آن شركت حساب در گردش بالایی دارد وبسیار پر درآمد است،مدیر عامل تصمیم می گیرد ...
بیشتر ...